نشست شریعتی عاشق و شریعت عاشقی

 «شریعتی وصال را قتلگاه عشق می داند. به محض وصال عشق در سراشیبی قرار می‌گیرد. عاشق خودخواهانه از وصال دوری می کند. چون برایش قابل تصور نیست که نقطه‌ی وصال باشد. عاشق خط ممتد وصال می‌خواهد پس باید هرگز به وصال جسمانی تن ندهد. این ویژگی عشق رمانتیک است.»

 

 به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد شریعتی، بنیاد فرهنگی دکتر شریعتی نشستی تحت عنوان «شریعتی عاشق و شریعت عاشقی» با حضور استاد ملکیان برگزار کرد.

در آغاز، سوسن شریعتی از سوی بنیاد از حضار و استاد ملکیان برای شرکت در مراسم تشکر کرد و دلایل برگزاری مجلسی با محوریت «کویریات» شریعتی را شرح داد. وی با استناد به سخن شریعتی در تفکیک آثارش به سه حوزه‌ی «اجتماعیات، اسلامیات و کویریات»، توضیح داد که طی این سی و چند سال اخیر این دسته از آثار مهجور مانده است. در سالهای پنچاه و شصت به آنها بی توجهی نشان داده شده  و امروزه نیز که پرتیراژ شده باز هم به یک سری متون ادبی و احساساتی تقلیل داده شده است. موضوع این است که تا کجا این سه ساحت در نگاه شریعتی رقیب یکدیگر و تا کجا در پیوند با یکدیگر تعریف می شوند.  استاد ملکیان سخنران اصلی این نشست با ذکر این نکته که برای او کویریات شریعتی از دو بخش دیگر آثار او اهمیت و اعتبار بیشتری دارند و با تکیه بر نوشته‌های کویری او و مشخصاٌ دو داستان «در باغ ابسرواتوار» و «تفسیر سمفونی استقبال در اورلی»  به شرح و تفسیر مفهوم عشق و دوست داشتن از خلال آثار شریعتی پرداخت.

استاد ملکیان با طرح چهار پرسش پیرامون ماهیت عشق، نسبت عشق با لذت، عشق با میل ، عشق و دوستی نگاه شریعتی به عشق را نگاهی ارادی و نه منفعلانه دانست و اینکه در این اندیشه، عشق را با ٫دوستی٬، با  ٫لذت٬ و با ٫میل٬  نمی توان یکی گرفت. شریعتی، تقسیم‌بندی افلاطونی به «حقیقت، خیر و زیبایی» را به مفهوم عشق نیز تعمیم می دهد. در میان تقسیم‌بندی های عشق به عشق شهوانی، عشق دوستانه، عشق زناشویی و عشق مهذب و شوالیه‌گرایانه (رومانتیک) شریعتی به این آخرین نظر دارد. در قصه‌ی «باغ ابسرواتوار»، شریعتی وصال را قتلگاه عشق می داند. به محض وصال عشق در سراشیبی قرار می‌گیرد. عاشق خودخواهانه از وصال دوری می کند. چون برایش قابل تصور نیست که نقطه‌ی وصال باشد. عاشق خط ممتد وصال می‌خواهد پس باید هرگز به وصال جسمانی تن ندهد. این ویژگی عشق رمانتیک است.

سخن استاد ملکیان با نقدی به شریعتی پایان یافت. روشنفکر چگونه می تواند به عشق در کویریات بپردازد و از نقش عشق در اصلاح امور اجتماعی سخنی نگوید. روشنفکران سیاسی در دهه های اخیر همه یا علت العلل را رژیم سیاسی می دانند، چپ ها این نقش را برای مناسبات اقتصادی می دانند، اما روشنفکر فرهنگی نداشتیم. روشنفکری که معتقد باشد یگانه مشکل فرهنگ است. عشق مولفه بزرگ فرهنگی جامعه است و در همه نهادهای سیاست، اجتماع، خانواده و..، تاثیر گذار.

این جلسه با پرسش و پاسخ پیرامون مفهوم عشق در نگاه شریعتی و نسبت آن با پروژه‌ی اجتماعی شریعتی ادامه پیدا کرد و با این جمع بندی  به پایان رسید: شریعتی در هر سه ساحت «اجتماعیات، کویریات و اسلامیات» یک ایده را تعقیب می‌کند. در حوزه‌ی اجتماعیات «نهضت» را در برابر «نظام» می گذارد. در تجربه دینی از «قرب» سخن می گوید و نه از «نیل»، و در تجربه‌ی عاشقانه  از دروغین بودن معشوق و راستین بودن عشق. شریعتی عشق را «پی بردن به یکدیگر » می داند و تجربه «هم‌دیگری». روحی واحد در سه جلوه: سرباز زدن از استقرار. تجربه ای پر تنش و مدام در شدن.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی علی شریعتی 

/ 0 نظر / 14 بازدید