10 بهمن، سالروز جشن کهن سده(آتش سره)

جشن سده «ست» یا «سته» که در فرهنگ فارسی برهان قاطع به معنی « آتش شعله کشنده و آتش شعله بلند» آمده است. یکی دیگر از جشن های بسیار کهن وملی ایران باستان است که از روزگاران بسیار دور در نیمه ی اول بهمن ماه در سرزمین اهورایی و موحد ایران برگزار می شده است.

واژه « سده» منسوب به عدد «صد» از سدک پهلوی مشتق شده است که در عربی به صورتهای: «سذق» «سدق» ویا «سذذ» نیز آمده است.

چنان که مورخ نامی اسلامی «ابوعلی مسکویه» متوفی421هجری؛ ضمن معرفی مراسم و اعیاد ملی ایرانیان باستان در کتاب «تجارب الامم» یادآور می شود: ایرانیان قدیم اعیاد بزرگی داشته اند. از آن جمله سذذ بوده است. و آن در شب دهم بهمن ماه بوده که شب تقریبا درازی داشت.

علامه قزوینی نیز درباره منشا جشن سده یا سدک که آن را به معنی صد گرفته است در سبب آن طی تحقیقاتی چنین می نویسد: ...برخی می گویند که آن را چنین نامیده اند؛ سبب آنکه صد روز [پنجاه روزو پنجاه شب] به پایان سال باقی است.و برخی دیگر عقیده بر این دارند که در این روز صدمین سال زندگی نخستین پدر؛ کیومرث؛ کامل گردید.

اما حکیم «ابولقاسم فردوسی» جشن باستانی سده را یادگار هوشنگ دومین پادشاه پیشدادی دانسته و در اثر جاودانش؛ شاهنامه؛ می گوید:

شب آمدغ برافروخت آتش چوکوه                                  همان شاه در گرد او با گروه

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد                             سده نام آن جشن فرخنده کرد

زهوشنگ ماند؛ این سده یادگار                                   بسی باد چون او؛ دگر شهریار

کزآباد مردن؛ جهان شاد کرد                                        جهانی به نیکی از او یاد کرد

«عنصری بلخی» شاعر قرن چهارم وپنجم هجری نیز با توجه به قدمت و منشا پیدایش سده که چون نوروز به زمان های پادشاهان پیشدادی برمی گردد؛ در وصف آن می گوید:

سده، جشن ملوک نامدار است                                    زآفریدون واز جم یادگار است

زمین امشب تو گویی کوه نور است                                  کزو نور تجلی آشکار است

که این روزاست؛ شب خواندش نباید                   وگر شب روز شد؛ خوش روزگار است

 به هر صورت شهروندان ایران باستان در شب سده به مناسبت تکریم و بزرگداشت اعتقادات نیاکان خویش مبنی بر پدیده ی کشف آتش و یا هر دلیل دیگر؛ جشنی تدارک دیده و انبوهی هیزم وچوب خشک را برمی افروختند. آنگاه در چنان شب سرد و نسبتا طولانی؛تا سحرگاهان در کنار نور و گرمای آتش برافروخته به شادمانی و سرور می پرداختند.

این آتش افروزی که معمولا در دشتی پهناور انجام می گرفت بر فراز تپه ها و کوه ها؛ بوته ها؛ هیمه وخار جمع آوری کرده آتش بسیار بزرگی ایجاد می نمودند. چنانکه فرخی در همین راستا گفته است:

شب سده است؛ یکی آتشی بلند افروز           حق است مر سده را بر تو؛ آن حق بگذار

یا منوچهری دامغانی آورده است:

آمده ای سیداسرار ؛ شب جشن سده                شب جشن سده را حرمت بسیار بود

برفروز آتش برزین که در این فصل شتا                              آذار بر زیق؛ پیغمبر آذار بود

اصولا در این جشن ملی و دل افروز که عمدتا در شب تاریک و در فضایی باز انجام می گرفته است. حتی پادشاهان و بزرگان نیز به همراه دیگر شهروندان؛ هر یک به فراخور حال خود به تهیه هیزم و خاروخاشاک بویژه چوب گز می پرداختند.و کوه ها و پشته هایی از هیزم فراهم آورده و آنها را آتش میزدند.

این آتش افروزی در فضای مناسب؛ به اندازه ای زیاد بوده که حتی از فرسنگ ها مسافت دیده می شده است. به قول «ابوریحان بیرونی» که یقینا اطلاعات و نظراتش مبنی بر آثار و کتب پهلوی بوده است که می گوید: جشن سده در ایران باستان عید بزرگی بوده بدین معنی که در شب مراسم سده آتش بزرگی روشن می گردند و شادی ها در اطراف آن می نمودند و عده ای برای شیرین کاری حیوانات و طیور را گرفته به پای آنها دسته ای از گیاه خشک می بستند و بعد آن را آتش زده و حیوان را رها می کردند.

آتش پای حیوان به بوته های خشک که قبلا تهیه شده بودمی رسید و بوته ها را شعله ور می کرد. بعد این جشن در میان ضیافت ها و شادمانی های زیاد خاتمه می یافت. آن دانشمند و نویسنده می گوید که: ایرانیان در شب سده دود می انگیزند تا دفع مضرات کنند. افروختن و شعله ور گردانیدن آتش در این شب و راندن حیوانات وحشی و تفریح نمودن جزء رسوم این جشن است. اما همان طوری که قبلا نیز اشاره گردید این جشن دیر پای باستانی را؛ بدان جهت سده گفته اند که دقیقا پنجاه روز و پنجاه شب مانده به جشن بزرگ نوروز برگزار می گردیده است. هر چند که در تواریخ مختلف مناسبتهای مختلفی را برایش ذکر کرده اند. از جمله حکیم فردوسی در شاهنامه خود که مبتنی بر کهن ترین آثار کشف آتش را منشاجشن فوق دانسته و معتقد است: ماری در زمان هوشنگ پدید آمد و شاه سنگی به طرف او پرتاب کرد اما آن سنگ به سنگ دیگری خورد و جرقه ای از آن جست که گیاهان و درختان خشک از آن جرقه آتش گرفتند و مار در میان آن هلاک شد.{آنگاه} هوشنگ این واقعه را به فال نیک گرفته و جشنی گرفت که همه ساله در ایران قدیم ترکار می شد.

مولف برهان قاطع نیز در سبب جشن سده آورده است :«گویند واضع این جشن کیومرث بوده که کیومرث را صد فرزند از اناث و ذگور بود . چون به حد رشد و تمیز رسیدند ، در شب این روز ، جشن ساخت و همه را کدخدا کرد و فرمود : آتش بسیار برافروختند. بدان سبب آن را سده می گویند . و جمعی برآنند که چون در این روز عدد فرزندان آدم به صد رسیده جشن عظیمی کردند{لذا آن جشن } بدین نام موسوم شد.»

همچنین صاحب کتاب شرح بیت باب در راستای کیفیت جشن سده و آتش افروزی در آن شب را به فریدون نسبت داده و نوشته است :« بعد از آن که فریدون ضحاک بیواسب ظفر یافت ، حوالگیر ضحاک ارماییل را عقوبت می کردند. او مدعی شد که قومی را از کشتن نجات داده و اکنون بر کوه دماوند باشد. فریدون با شمشیر خود ، شواره متوجه دماوند شد تا آن مردم را به شهر باز آورد و چون شب در آمد فریدون در آن شب شادی ها کردند ، فرمود و ارامیل رامه (مهتر و سرور) مغان کرد {بنابراین} ایرانیان به یادگاری این شادی ، هر سال در آن شب آتش افروختند.»

بالاخره در فرهنگ فارسی عمید ذیل واژه سده آمده است: «... و نیز گفته اند که در قدیم ، {فصل} زمستان را پنج ماه یعنی از اول آبان تا آخر اسفند می گرفته اند و سده جشنی بوده که به مناسبت گذشتن صد روز از زمستان (از اول آّبان تا دهم بهمن) برگذار می شده است.»

البته با توجه به واژه صد در اشعار عامیانه که پس از گذشت قرون متمادی هنوز هم کماکان در بین مردم ایران زمین رواج دارد می توان مناسبت های دیگری را نیز برای آن ملحوظ داشت.

مثلا در شعری ابراهیم شکورزاداه در کتاب عقاید و رسوم مردم خراسان آورده است.

             آی سده ، سده ، سده                  صد به غله پنجه به نورزو

از واژگان صد به غله چنین استنباط می شود که این جشن علاوه بر این که در پنجاه شبانه روز مانده به نوروز برگزار میشده ، زمانش صد روز مانده به برداشت غله (بیست اردیبهشت) نیز بوده است. بنابراین شاید یکی از دلایل نامیدن آن مراسم به «جشن سده» ، موضوع صد روز مانده تا برداشت غله باشد. در هر صورت جشن ملی سده که در شب دهم بهمن ماه و درست چهل شب پس از آئین شبه چله برگزار گردیده است ، صرف نظر از مناسبتهایی که در تاریخ برایش ثبت شده است ، در حقیقت طلایه دار و پیش درآمد جشن بزرگ نوروز بوده که پنجاه روز جلوتر از جشن نوروز فرا می رسیده است. چنانکه منوچهری دامغانی شاعر طبیعت پرداز ادب پارسی نیز در همین راستا آورده است :

    بر لشکر زمستان ، نوروز نامدار                   کرده است رأی تاختن و قصد کارزار

و نیک بیامدست به پنجاه روز پیشی                جشن سده ، طلایه نوروز و نوبهار

نوروز پیش از آنکه سراپرده زد به در                   با لعبتان باغ و عروسان مرغزار

این جشن فرخ شده را چون طلایه گان              از  پیش خویشتن بفرستاد و کامکار

گفتا : برو به نزد زمستان ، به تاختن                 صحرا همی نورد و بیابان همی گذار

اما آن گونه که از اخبار مورخین و یافته های محققین برمی آید ، جشن سده یکی از بزرگترین اعیاد ایرانیان باستان بوده است که روزگاری دراز روح و جان نیاکانمان را شادی و طراوت می بخشیده است.

البته این جشن ظاهرا تا چند قرن پس از اسلام نیز با همان شور و شادابی خاص در گستره این سرزمین معمول بوده است. چنان که یکی از مورخین معاصر می نویسد :{ در جشن سده ای که مرداویج زیاری در سال 323 هجری در اصفهان گرفت اغلب دشت و بیابان و تپه و کوه پر از آتش شده بود این پادشاه فرمان داده بود ، از تنه درخت خرما در برابر خود منبرها و قبه هایی بسازند و درون آن را با خس و خاشاک ونی پر کنند و آتش بزنند . یا در ادامه می افزاید : {... فروغ آتش افروزی جشن سده را مسعود غزنوی در سال 426 برپا نمود.}

البته هم اکنون نیز صورت های متحول شده ای از آن جشن باستانی در برخی از مناطق ایران ، خاصه در نزد هموطنان زرتشتی با همان شکوه و جلال سابق برگزار می گردد.

آری اینچنین جشن زیبا و با طراوت که با گذشت هزاران سال از پیدایش و شکل گیری اش هم کماکان زنده و پا برجا مانده است و کاملا در زیر غبار روزگاران محو نگشته است ، با همان سرور وشادی وصف ناپذیری برگزار می گردد. طوری که هم اینک در شهرهای زرتشتی نشین همچون تهران ، کرمان ، یزد و ... همچنان معمول است که در شب جشن سده  ، پشته بزرگی از خار و هیزم فراهم ساخته و ضمن آتش افروزی به شادی می پردازند.

سید علی میرنیا محقق و فرهنگ پژوی معاصر در کتاب «فرهنگ مردم » یادآور می شود که عده ای از شهروندان خراسانی هنوز هم همه ساله در برخی از روستاهای این استان تاریخی و پهناور ، با عشق و علاقه خاصی به برگزاری جشن سده همت می گمارند. به این ترتیب که : غروب روز دهم بهمن ، ساکنان آبادی به بلندترین بام خانه خود می روند و بوته های صحرایی را به طرز خاصی برروی هم می چینند به محض آنکه افتاب در پس افق پنهان گشت و تاریکی همه جا را فرا گرفت بزرگ خانواده ، آتش به بوته ها می زند . همین که شعله آتش به هوا برخاست ، فریاد شادی از حلقوم اهل خانه برمیخیزد شعله آتش تا ارتفاع زیادی به هوا صعود می کند باد شعله ها را در هم می پیچد و بوته ها با صدای مخصوصی می سوزد و صدای جرقه آنها زن و مرد و کودک را که به دور آتش حلقه زده اند ، به وجد و سرور می آورد. با اوج گرفتن آتش جوانان آبادی به دور آن می چرخند و به پایکوبی می پردازند و شعر:

                « ای سده ، سده ، سده    صد به غله پنجه به نوروز »

را که در حقیقت سرود سده است با آهنگ مخصوص می خوانند.

مردم مزینان نیز مانند سایر نقاط ایران به ویژه خطه پهناور و تاریخی خراسان همه ساله این جشن کهن را که یاد آور تاریخ زیبای ایران زمین و شاد بودن همیشگی مردمانش است را گرامی می دراند.

                                                                                   منبع:وبسایت سبزوار نیوز

/ 0 نظر / 46 بازدید